خودنمایی وکیل
از همان نخستین روزی که بهعنوان کارآموز پا به محاکم گذاشتم، نکاتی درباره آداب و شئون حضور در دادگاه آموختم که بعدها تبدیل به اصول ثابت ذهن و رفتار حرفهای من شد.
از جمله اینکه:
- با پوشش متناسب با شأن وکالت در دادگاه حاضر شویم،
- پس از ورود، منتظر اعلام اجازه نشستن از سوی مقام قضایی بمانیم،
- نظم جلسه را مخدوش نکنیم،
- احترام همکاران خود را پاس بداریم،
- در دادگاه جدیت حرفهای داشته باشیم،
- و مهمتر از همه، ادب را در تمامی مراحل رعایت کنیم.
این اصول شاید در ظاهر ساده باشند، اما ستونهای شخصیت حرفهای یک وکیل محسوب میشوند و بهمرور آنچنان در وجود انسان رسوخ میکنند و ملکه ذهن می گردد که گاهی دیگر به آنها فکر هم نمیکنیم؛ تا زمانی که حادثهای کوچک انسان را دوباره متوجه اهمیت این مبانی کند.

دو ماه پیش در جلسه دادگاهی حاضر بودم. همکار محترمی وکالت زوجه را بر عهده داشت و من وکیل زوج بودم.
هر یک دفاعیات خود را ارائه دادیم. اما در خلال دفاعیات، جملهای از سوی همکارم مطرح شد که مرا بهشدت تحتتأثیر قرار داد و هنوز هم ذهنم را درگیر کرده است. او رو به قاضی گفت:
«جناب قاضی، من از اون وکیلها نیستم.»
این جمله کوتاه، چیزی فراتر از یک عبارت ساده بود. دربردارنده نوعی توهین ضمنی به جایگاه وکالت بود؛ گویی میان وکلا، دستهای وجود دارند که شایسته احترام نیستند، و گوینده خود را از آنان جدا میکند. چنین تعابیری، افزون بر آنکه شأن حرفهای همکاران را مخدوش میکند، موجب بدبینی قضات نسبت به صنف وکالت میشود.
این در حالی است که متأسفانه نگاه افکار عمومی به وکلا، تحت تأثیر برخی کلیشههای نادرست رسانهای – خصوصاً در آثار نمایشی صدا و سیما – به اندازه کافی آسیب دیده است.
بنابراین روا نیست همکاران ما ـ حتی ناخواسته ـ بر این ذهنیت غلط دامن بزنند.
نقش وکیل در دادرسی عادلانه
چرا این جمله اشتباه است
آن جمله مرا به فکر فرو برد. چرا وکیل باتجربهای باید چنین عبارتی بر زبان آورد؟ و چرا من از شنیدن آن متاثر شدم؟
واقعیت آن است که گاه برخی از وکلا، بهجای آنکه دادگاه را عرصه ارائه دلایل، استدلال حقوقی، اقناع قاضی و احقاق حق بدانند، آن را صحنهای برای خودنمایی میشمارند. گویی بخشی از هدفشان نه دفاع از حق، بلکه جلوهگری در برابر قاضی و حضار است.
اما هیچ هنر دفاعی نباید وکیل را به سمت خودنمایی سوق دهد؛ زیرا از همان لحظهای که دفاع از مسیر استدلال حقوقی خارج شود و رنگوبوی نمایش به خود بگیرد، عدالت از مسیر اصلی منحرف خواهد شد.
اقرار میکنم که دامن من نیز پاک نیست. من هم احتمالاً در همان سالهای نخست، گرفتار این آفت شدهام.
اما هرچه تجربه و پختگی حرفهای بیشتر میشود، انسان درمییابد که میزان تجربه، تعداد پروندهها یا سالهای وکالت، جایگزین استدلال حقوقی نیست.
بارها شنیدهام که وکیلی در دفاع خود به قاضی میگوید:
«جناب قاضی، ما در این ۲۰ سال سابقه وکالت چنین چیزی ندیدهایم.»
این جمله هیچ ارزش حقوقی ندارد. میزان تجربه هرچقدر هم باشد، نمیتواند سندی برای اثبات یا رد ادعا باشد؛ زیرا دادگاه محل اقامه دلیل است نه نمایش سابقه و خودنمایی. در چنین مواردی باید به همکار گفت:
«مهم نیست من چه کسی هستم؛ مهم این است که چه میگویم. خودنمایی آفت وکالت است.»
اما چرا چنین جملاتی امروز بیشتر از گذشته شنیده میشود؟
واقعیت این است که فضای حرفهای ما نسبت به گذشته تغییر کرده است
- رقابتهای شدید در بازار خدمات حقوقی،
- نمایشگری در شبکههای اجتماعی،
- و فشارهای مربوط به جذب موکل
بعضی وکلا را ناخواسته به سمت «برندسازی شخصی ناسالم» یا «نمایش دادن» سوق میدهد.
در چنین فضایی، برخی تصور میکنند برای جلب توجه باید «از دیگران متمایز به نظر برسند»؛ حتی اگر این تمایز با تحقیر سایر همکاران یا بزرگنماییهای بیمبنا همراه باشد.
از دستنوشته های روانشاد بهمن کشاورز
در اخلاق حرفه ای وکلا، قوانین نا نوشته ای وجود دارد که اهمیت آنها کمتر از قوانین مکتوب نیست.
اگر معیارهای اخلاق حرفه ای را جدی تلقی نکنیم دیری نخواهد پایید که از وکالت دادگستری به عنوان شغلی که مایه افتخار و سربلندی ما بوده، چیزی باقی نخواهد ماند.
اعتقاد وکیل
در کتاب ارزشمند «فن وکالت» نوشته دکتر علیاکبر ریاضی با ترجمه آقای محمدحسین زاهدینلباف که توسط انتشارات شهر دانش چاپ شده، ذیل بحث «خودنمایی وکیل»، استفاده از جملاتی مانند:
«من فکر میکنم…»
«به اعتقاد من…»
«برداشت من این است…»
از موارد پرهیز معرفی شدهاند.
این نکته ظریف از آن جهت بیان شده که جلسه دادگاه، محل بیان عقاید شخصی وکیل نیست؛ بلکه محمل ارائه استدلال حقوقی، استناد قانونی و تحلیل مستندات پرونده است. بنابراین میتوان بهجای این تعابیر، از جملههایی همچون:
«عرض من این است که…»
«استدلال من بر این مبناست که…»
استفاده کرد که هم حرفهایتر و هم متناسب با شأن وکالت است.
در نهایت باید پذیرفت که آداب و اخلاق حرفهای نه تشریفات زائد، بلکه تضمینی برای سلامت دادرسی و عدالت هستند.