قاضی و وکیل؛ همسنگ در قانون، نابرابر در عمل
چند روز قبل، در شبکه اجتماعی لینکدین، یکی از همکاران از رفتار یکی از قضات گلایه کرده بود.
او تجربه خود را اینگونه نقل میکرد که برای پیگیری پروندهای به یکی از شعب حقوقی تهران مراجعه کرده و لازم بوده تنها دو دقیقه قاضی را ملاقات کند. تا ساعت یک بعدازظهر ـ که تقریباً پایان وقت اداری دادگستری است ـ در شعبه منتظر مانده، اما قاضی او پرونده را نپذیرفته بود.
همکار دیگری نیز برای او نقل کرده بود که این دوازدهمین بار است برای ملاقات با همان قاضی مراجعه میکند، بیآنکه اجازه ملاقات داده شود.
در همان زمان، خانمی که با قاضی آشنایی داشته وارد اتاق شد و حدود چهلوپنج دقیقه با قاضی به گفتوگو پرداخت.
متأسفانه وکلا تجربههایی از این دست کم ندارند. خود من نیز بارها چنین موقعیتهایی را از سر گذراندهام.
گمان نکنید چون وکیل هستیم، با این رفتارها بهراحتی کنار میآییم. هیچ انسانی، در هیچ حرفهای، با زیر سؤال رفتن شأن و جایگاهش کنار نمیآید.

اخیراً پپ گواردیولا، یکی از بزرگترین و موفقترین مربیان تاریخ فوتبال، در مصاحبهای اعتراف کرده است که آنچه بیش از هر چیز به او احساس ناتوانی میدهد، شعار هواداران رقیب است که فریاد میزنند: «او فردا صبح اخراج خواهد شد».
شوخیای که شاید از بیرون پیشپاافتاده به نظر برسد، اما برای کسی در آن جایگاه، تحقیرآمیز است. این مثال را آوردم تا روشن شود که حرفهای بودن، انسان را در برابر بیاحترامی مصون نمیکند؛ وکلا نیز از این قاعده مستثنا نیستند.
شاید برایتان جالب باشد که چند بار در دادگاه، از زبان خود قضات شنیدهام که از رفتاری که با وکلا میشود آگاهاند، آن را ناپسند میدانند، اما با این حال همان رفتار را بازتولید میکنند.
در یکی از جلسات دادگاه، تلفن قاضی محترم زنگ خورد. نمیدانم آن سوی خط چه گفته شد، اما این سوی خط شنیدم:
«بریم وکیل بشیم، دم در وایسیم، راهمون بدن یا نه؟ نه، نمیخوام.»
در دادگاه دیگری، قاضیای که از برخورد نامناسب همکارش با من مطلع بود، صراحتاً گفت که دقیقاً به دلیل همین رفتارها با وکلا، هیچگاه به سراغ وکالت نرفته و قضاوت را انتخاب کرده است.
قانون چه میگوید؟
مطابق مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره انتخاب وکیل توسط اصحاب دعوا، وکیل در موضع دفاع، از احترام و تأمینات شاغلان شغل قضا برخوردار است.
اما واقعیتی که وکلا هر روز با آن مواجهاند، فاصلهای معنادار با این حکم قانونی دارد؛ فاصلهای که متأسفانه بسیاری از وکلا نیز آن را تأیید میکنند.
ما مافوق و مادون یکدیگر نیستیم.
در دانشکده حقوق کنار هم درس خواندهایم و هر یک، بر اساس علاقه و انتخاب خود، مسیر قضاوت، وکالت، سردفتری، مشاوره حقوقی یا تدریس را برگزیدهایم و با سوگند حرفهای وارد کار شدهایم.
با این حال، آنچه در عمل تجربه میشود، تفاوت آشکار در لحن، فاصله، امکان دسترسی و حتی اجازه ورود است؛ مسائلی که گاه روزها و ساعتها وقت وکیل را میگیرد، آن هم صرفاً برای پیگیری کار موکل.
«قانون ما قاضی و وکیل را همسنگ میبیند، اما عرف دادگاهها نه.»
نقدی بر آمارگرایی در قوه قضاییه
فوتبال و دادگاه؛ قاضی و داور، وکیل و بازیکن
بحث قاضی و وکیل؛ همسنگ در قانون، نابرابر در عمل را با اشاره به یک مثال ادامه می دهیم.
در مثل مناقشه نیست.
در فوتبال نیز نوعی تقابل میان داور و بازیکن وجود دارد. بازیکنان دستمزدهای نجومی میگیرند، اما داورانی که میدوند، تصمیم میگیرند و گاه بابت همان تصمیمها مورد قضاوتهای ناعادلانه و تهدید قرار میگیرند، دستمزدی بهمراتب کمتر دارند.
همچنین این تصور رایج است که بسیاری از داوران، بازیکنانی بودهاند که به سطح حرفهای نرسیدهاند.
شباهتهایی میان این دو فضا وجود دارد: سوت در دست داور است، قلم در دست قاضی؛ و هر دو میتوانند سرنوشت بازی یا دعوا را رقم بزنند.
بازیکنان و وکلای پردرآمد نیز اغلب در موقعیت واکنشی قرار دارند. اما یک تفاوت اساسی وجود دارد.
داوران فوتبال، غالباً از مسیر بازیکنی ناموفق آمدهاند؛ اما بسیاری از قضات دادگستری انسانهای شریف و اخلاقمداری هستند که:
- میتوانستند وکیل شوند،
- آگاهانه مسیر قضاوت را انتخاب کردهاند،
- حتی با علم به درآمد کمتر.
پس پرسش اساسی این است:
اگر قاضی آگاهانه این مسیر را برگزیده، نابرابری رفتاری از کجا میآید؟ چرا رفتار با وکیل بهگونهای است که حتی خودِ قضات نیز به نادرستی آن اذعان دارند؟
نقش وکیل در دادرسی منصفانه از دیدگاه بهمن کشاورز
فاصله نهادینه
در نهایت، مسئله نه رقابت قاضی و وکیل است و نه برتری یکی بر دیگری. مسئله، رابطهای است که بهتدریج از «همکاری حرفهای» به «فاصلهای نهادینه» تبدیل شده است.
فاصلهای که نه قانون آن را تجویز کرده و نه عدالت از آن سود میبرد.
شاید وقت آن رسیده باشد که بهجای عادیسازی این نابرابری، درباره ریشههای آن گفتوگو کنیم؛ گفتوگویی صادقانه میان کسانی که قرار بوده، و هنوز هم باید، دو بال فرشته عدالت باشند.